نکته مهم : برای موفقیت در هر مسیر نیاز به قدمهایی حتی کوچک برای حرکت است . این درسها قدمهای کوچک شماست برای خوش خطی و اعتماد به نفس شما .
آموزش های اولیه
آقای جادوگر
خب سلام دوباره به شما بچه های نازنین ...
خب براتون تعریف کردم که چی شد که تونستم صاحب زیباترین خط بشم و بعد از اون هم کنار مجموعه بزرگ خط و قلم سعی کردم به خیلی از دانش آموزان کمک کنم تا اونا هم بتونند صاحب یه خط زیبا و جادویی بشند .
میخوام ماجراهایی از دانش آموزایی بگم که تونستند با گوش دادن به حرفام بهترین خط رو تو زندگی شون داشته باشند .
اولین ماجرا رو میخوام از دیانا جان بگم که خیلی جالبه حتما گوشش کنید .
دیانا دانش اموز کلاس سوم بود که همیشه عاشق دفترهای رنگی و مدادهای خوشرنگ بود، اما وقتی پای نوشتن میرسید، اوضاع فرق میکرد. دفترش پر از خطهای کج و نامرتب بود و هر بار که معلمش دفترش رو ورق میزد، نگاهی میکرد و میگفت: "دیانا جان، باید روی خطت کار کنی." این جملهها برای دیانا تکراری شده بود و کمکم باعث شده بود اعتماد به نفسش رو از دست بده. حتی وقتی جوابهای درستی مینوشت، نمرههاش کم میشد، چون معلمها نمیتونستن خطش رو درست بخونن. دیانا از خودش میپرسید: "یعنی من هیچوقت نمیتونم قشنگ بنویسم؟"”
من وقتی این حال دیانا رو دیدم، از چیزهایی که از منظم نویسی میدونستم بهش گفتم. دیانا جان اگر میخوای خطت تغییر کنه باید نکات ساده ای رو فقط رعایت کنی. دیانا کنجکاو بود که چه نکاتی رو باید رعایت کنه و منم بهش این نکات ساده رو گفتم. با تعجب پرسید فقط همینا رو رعایت کنم واقعا بهتر میشه خطم؟
منم بهش گفتم بله که میشه و کمکش کردم که بدونه باید چطوری منظم و زیبا بنویسه. البته این مهم بود که دیانا دختر حرف گوش کنی بود و با دقت به نکاتی که گفتم گوش کرد و انجام داد و خطش هر روز زیباتر میشد.
دیانا کمکم احساس کرد انگار یه راه جدید جلوی پاش باز شده. تمرینها ساده و جذاب بودن و من حتی بهش گفتم باید سعی کنی مداد رو تو دستت درست بگیری که زود خسته نشی.
اوایل براش سخت بود. دستش زود خسته میشد و گاهی دلش میخواست دفترش رو ببنده و دیگه ادامه نده. ولی من ازش میخواستم که کسی می تونه موفق بشه که تلاش هاش مداوم باشه. به دیانا میگفتم: "دیانا! فقط چند تا تمرین دیگه! تو میتونی!" کمکم خطهای دیانا تغییر کردن. یه روز تو کلاس وقتی معلمش دفترش رو دید، با تعجب گفت: "بچهها! بیاید ببینید دیانا چه تغییر بزرگی کرده!" همه با هیجان اومدن و دفتر دیانا رو نگاه کردن. اون لحظه، دیانا حس کرد بالاخره تونسته به چیزی که همیشه آرزوش بوده برسه.
از اون روز به بعد، دیانا هر جا میرفت، با خط زیبای خودش همه رو تحت تأثیر قرار میداد. وقتی یادداشتهای قشنگش رو برای دوستهاش مینوشت، همه ازش تعریف میکردن. حتی تو خونه هم مامان و باباش هر وقت یادداشتهای دیانا رو میدیدن، لبخند میزدن و میگفتن: "دیانا دستخط زیباش واقعا با آدما حرف میزنه و میشه گفت واقعا جادو میکنه!"
حالا چند سال از اون روزها گذشته. دیانا امروز یه خانم وکیل موفقه که همیشه جلسههاش رو با دفترهای شیک و یادداشتهای منظم اداره میکنه. همه همکاراش همیشه میگن: "خانم وکیل، شما با این خط زیباتون دل همه رو میبرید!" و خودش هم با لبخند میگه: "همهچی از کمک آقای جادوگر بود. اونجا بود که فهمیدم چقدر خط قشنگ میتونه اعتماد به نفس آدم رو بالا ببره."
بچهها، اینم از داستان دیانا! اگه شما هم دوست دارید دفترتون مثل دفتر دیانا جادویی بشه، به حرفهای من گوش بدید. قول میدم کلی رازهای جادویی یاد بگیری 🙂
سایر فعالیتها
بزودی اضافه میشود
کلیه حقوق مادی و معنوی آموزشها
متعلق به آموزشگاه خط و قلم می باشد